خیلی سردر گمم. احساس میکنم به جایی که باید نرسیدم
حالم اصلا خوب نیست.
همش فکر میکنم باید بیشتر تلاش میکردم.
من خواسته هام خیلی بزرگن و حس میکنم خیلی ازشون دورم
نمی تونم را رسیدن بهشون رو تصور کنم
این موضوع بدجوری منو میترسونه
واقعا نیاز دارم با کسی صحبت کنم. کسی کمکم کنه.
هیچکسی رو ندارم که باهاش حرف بزنم
دوست قدیمیم رو هم مجبور شدم که کنار بذارم. یعنی راه دیگه ای هم نداشتم
از همیشه بیشتر احساس بی پناهی میکنم.
خیلی ضعیف شدم. تا میخوام حرف بزنم اشکام میریزه
حالم خوب نیست.
توقعم از زندگی زیاده
و الان خیلی زیاد نا امیدم چون به هیچکدوم از چیزایی که میخواستم نرسیدم.....
کی قراره برسم
نکنه هیچوقت نرسم
احساس ضعف میکنم
اگر قرار بود به چیزایی که میخوان نرسم برای چی اصلا ساخته شدم؟
باید ساخته شدن یه دلیلی داشته باشه
حتما به دلیلی به وجود اومدم ، یه هدفی بوده
من باید موفق بشم. باید راه درست رو پیدا کنم
نمیدونم چقدر وقت دارم
اما میخوام پیشرفت کنم، از زندگی لذت ببرم ، خونوادم خوشحال باشن و یه تغییر خوب هم توی دنیا به وجود بیارم.