پذیرش دومین مقاله

خیلی خوشحالم. همین الان فهمیدم که دومین مقاله م هم پذیرفته شده. یعنی من توی این شرایط بد روحی هم تونستم موفقم بشم. با اینکه حالم خیلی بد بود و کم آورده بودم و نمی تونستم پای کارم بشینم به زور هر زمان که تونستم خودمو پای نوشتن نگه دارم نشستم  نوشتم. کار کردم خوندم. 

وقتی دیدم مهلت فرستادن مقاله تمدید شده تصمیم گرفتم حتما یه مقاله دیگه بفرستم که توی هزینه م صرفه جویی بشه. حالا حدود 150 تا 300 تومان کمتر هزینه میشه.

چون مقاله ی دوم توی این کنفرانس که توی رشته ی من خیلی هم معتبره هزینه ش فقط 50 تومانه.

مقاله های اول 200 بود. البته کنفرانس های و همایش های دیگه گرونتر هم هستن حدود 300 یا 400 .

آخ جوووون 1 نمره مقاله پایان نامه م هم کامل شد.

دیگه بعد از انجام اصلاحات مقاله م میشنم سر پایان نامه م.

همیشه بیشترین تلاشتان را بکنید

من توی زندگیم خیلی سختی کشیدم خیلی استرس کشیدم.

الان وقتش نیست بخوام دست از تلاش بکشم. افسرده بشم و بگم دیگه نمیتونم.

باید به تلاشم ادامه بدم و حتی شاید بیشتر از قبل تلاش کنم.

من ادامه میدم هرچی شد شد .

باید تا 20 تیر یه مقاله آماده کنم که هنوز یه صفحه هم ازش ننوشتم.

باید بیشترین تلاشمو بکنم.

قبلا ثابت کردم که میتونم. این بار هم میشه.

هيچوقت نميشه همه رو از خودت راضي نگه داري

يكي از چيزايي كه توي زندگي بهش رسيدم اينه كه تو اگر بهترين آدم روي زمين هم باشي هيچوقت هيچوقت هيچوقت نميتوني همه رو از خودت راضي نگه داري. 

بلاخره كسايي پيدا ميشن كه به هر دليلي ممكنه كه از تو خوششون نياد ،بدشون بياد يا حتي ازت متنفر باشن. 

وقتي اين رو بدوني واسه راضي نگه داشتن همه تلاش نميكني.

اين كار آدم رو فرسوده ميكنه. اگر بيشتر آدماي دور و برت هم فكر كنن كه تو آدم خيلي خوبي هستي چه فايده اي داره؟ كاري برات انجام ميدن؟ توي سختي ها به كمكت ميان؟

هيچوقت تنهات نميذارن؟ وقتي كه داري از غصه دق ميكني كسي كاري از دستش بر مياد؟

معمولا جواب همه اين سوالا منفيه.

همه واسه خودشون مشكل دارن و قطعا مشكلات و مسائل خودشون توي اولويت قرار داره .

ممكنه واسه تفريح بخوان انتخابت كنن. اما كسي حاضر نيست توي مشكلات باهات شريك بشه،مشكلات مال خودتته.

بايد تنهايي از پسرشون بر بياي و قوي باشي.

اما اگر كسي رو داري كه توي اين مواقع كنارت هست و باري از رو دوشت بر ميداره ، اينو بدون كه خيلي خوشبختي.

خيلي از آدما اينو ندارن.

ایده آل گرایی رو کنار بذار

همیشه اینطوریم که اگه شکست بخورم اون رو همش توی ذهنم تکرار میکنم.

انگار که 100 بار اتفاق افتاده و زمانی که یه پیروزی به دست میارم طوری برخورد میکنم که انگار وظیفه م بوده و چیز مهمی نیست.

این چرخه همش تکرار میشه و داره منو داغون میکنه.

اینکه بدی ها ، ضعف ها و اشتباهاتم رو خیلی خیلی بزرگ میکنم و خوبی هام رو نادیده میگیرم.

این مسئله رو میدونم اما دست خودم نیست همش این اتفاق میفته.

انگار که ذهنم اینطوری طراحی شده باشه.

اما من باید بتونم شاد باشم.

این طوری هرروز از دیروز حالم بدتر میشه ، بیشتر احساس شکست میکنم.

بیشتر ضعیف میشم. 

در صوریتکه نیاز دارم که قوی باشم. موفق بشم . به آرزوهام برسم.

زندگی خوبی داشته باشم.

چیزایی که میخوام رو به دست بیارم. جاهایی که میخوام رو ببینم و بگردم.

با آدمایی که میخوام ارتباط داشته باشم.

من باید قوی باشم . من لیاقت یه زندگی عالی رو دارم.  قطعا همینطوره.

باید ایده آل گرایی رو کنار بذارم و یه قدم یه قدم برم جلو .

شاید راهم طولانی باشه اما کم کم پیش میرم.

به همه راه فکر نمیکنم و از مسیر باید لذت ببرم.

حس امروزم

خیلی سردر گمم. احساس میکنم به جایی که باید نرسیدم

حالم اصلا خوب نیست.

همش فکر میکنم باید بیشتر تلاش میکردم. 

من خواسته هام خیلی بزرگن و حس میکنم خیلی ازشون دورم

نمی تونم را رسیدن بهشون رو تصور کنم

این موضوع بدجوری منو میترسونه

واقعا نیاز دارم با کسی صحبت کنم. کسی کمکم کنه. 

هیچکسی رو ندارم که باهاش حرف بزنم

دوست قدیمیم رو هم مجبور شدم که کنار بذارم. یعنی راه دیگه ای هم نداشتم

از همیشه بیشتر احساس بی پناهی میکنم.

خیلی ضعیف شدم. تا میخوام حرف بزنم اشکام میریزه

حالم خوب نیست. 

توقعم از زندگی زیاده

و الان خیلی زیاد نا امیدم چون به هیچکدوم از چیزایی که میخواستم نرسیدم.....

کی قراره برسم

نکنه هیچوقت نرسم

احساس ضعف میکنم 

اگر قرار بود به چیزایی که میخوان نرسم برای چی اصلا ساخته شدم؟

باید ساخته شدن یه دلیلی داشته باشه

حتما به دلیلی به وجود اومدم ، یه هدفی بوده

من باید موفق بشم. باید راه درست رو پیدا کنم

نمیدونم چقدر وقت دارم

اما میخوام پیشرفت کنم، از زندگی لذت ببرم ، خونوادم خوشحال باشن و یه تغییر خوب هم توی دنیا به وجود بیارم.