همیشه اینطوریم که اگه شکست بخورم اون رو همش توی ذهنم تکرار میکنم.

انگار که 100 بار اتفاق افتاده و زمانی که یه پیروزی به دست میارم طوری برخورد میکنم که انگار وظیفه م بوده و چیز مهمی نیست.

این چرخه همش تکرار میشه و داره منو داغون میکنه.

اینکه بدی ها ، ضعف ها و اشتباهاتم رو خیلی خیلی بزرگ میکنم و خوبی هام رو نادیده میگیرم.

این مسئله رو میدونم اما دست خودم نیست همش این اتفاق میفته.

انگار که ذهنم اینطوری طراحی شده باشه.

اما من باید بتونم شاد باشم.

این طوری هرروز از دیروز حالم بدتر میشه ، بیشتر احساس شکست میکنم.

بیشتر ضعیف میشم. 

در صوریتکه نیاز دارم که قوی باشم. موفق بشم . به آرزوهام برسم.

زندگی خوبی داشته باشم.

چیزایی که میخوام رو به دست بیارم. جاهایی که میخوام رو ببینم و بگردم.

با آدمایی که میخوام ارتباط داشته باشم.

من باید قوی باشم . من لیاقت یه زندگی عالی رو دارم.  قطعا همینطوره.

باید ایده آل گرایی رو کنار بذارم و یه قدم یه قدم برم جلو .

شاید راهم طولانی باشه اما کم کم پیش میرم.

به همه راه فکر نمیکنم و از مسیر باید لذت ببرم.