یه پسری سه ماه پیش بهم ابراز علاقه کرد و به گفته ی خودش به شدت عاشقم شده بود و نمی تونست بدون من زندگی کنه.

من بعد از سالها حرف یه پسر رو باور کردم و نظرم یکم در مورد پسرا عوض شد.

اما به دلایل بسیار موجهی جواب منفی بهش داد.

الان با دوست دخترش جدیدش دیدمش. حس عجیبی دارم.

میدونم که ناراحتیم بی دلیله و اون حق داشت بعد از جواب منفی من بره دنبال زندگیش و زندگیش ادامه بده.

اما نمیدونم واسه چی ناراحت شدم. 

شاید به خاطر اینکه حرفاش رو با اینکه می دونستم امکانپذیر نیست و از روی یه احساس زودگذر میزنه، یکم باور کردم. کاش این حرفا رو نزنین. 

گاهی آدم باورش میشه. حتی منی که انقدر سرسخت و دیر باورم و میدونستم همچین چیزی امکان نداره بازم تحت تاثیر قرار گرفتم.

حرفایی که میزنیند مسئولیت داره. چیزای غیر ممکن نگید.

شاید یکی گول بخوره...

امیدوارم که  اگر برای هم مناسب هستن، همیشه کنار هم خوشبخت باشن.