یه خونه که با شهر کاری نداشت ، یه کوچه که آروم و بن بست بود

یه گلدون سفالی پُر از عطرِ یاس ، هوایی که از بوی گل مست بود

 

تو رد میشدی خونه گُر میگرفت ، صدای قدم هاتو تا میشِنید

دلِ پنجره باز میشد توو باد ، غم از پشتِ شیشه سَرَک میکشید

 

غلط کردی عاشق شدی لعنتی ، غلط کردی این پرده رو پس زدی

یه رویا ازت توو سرم داشتم ، غلط کردی به رویاهام دست زدی

 

غلط کردی عاشق شدی لعنتی ، غلط کردی پرده رو پس زدی

یه رویا ازت توو سرم داشتم ، غلط کردی به رویاهام دست زدی

 

♫♫♫♫♫♫

من و پنجره حالمون خوب نیست ، چه آرامشی پشتِ این پرده بود

بگو خاطراتت از اینجا بِرَن ، ببینم کسی دعوتت کرده بود ؟

 

خودت اومدی رفتن هم حقته ، با اصرار و خواهش نمیخوام تو رو

همون حالِ خوب هم گرفتی ازم ، چه تصمیمِ خوبی گرفتی برو

 

غلط کردی عاشق شدی لعنتی ، غلط کردی این پرده رو پس زدی

یه رویا ازت توو سرم داشتم ، غلط کردی به رویاهام دست زدی

 

غلط کردی عاشق شدی لعنتی ، غلط کردی پرده رو پس زدی

یه رویا ازت توو سرم داشتم ، غلط کردی به رویاهام دست زدی